+از میون تمومِ "شدن ها" ،بخش بزرگی از "نشدن ها" قسمت ما شد.
[ سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 7:44 ] [ °سیزده° ] [ ]
+خسته مص اشکای مونده پشت چشم
و بغض های مونده پشت گلو.
[ یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 23:32 ] [ °سیزده° ] [ ]
+میدونی؟
+اعتماد کردن ب حرف عادما،فقط یه حباب تو خالیه.
+حتا اگ دیواره هاش آجری باشه.
بازم پوچه
[ یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 23:32 ] [ °سیزده° ] [ ]
+نیاز داشتم الان جای دختری ک ذهنم دلش میخاد بودم.
[ یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 23:30 ] [ °سیزده° ] [ ]
+اینجوریه ک تا زمانی ک منافعشونو تو خطر نندازی، ازت حمایت میکنن
[ یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 22:17 ] [ °سیزده° ] [ ]
+برای روحِ گاهی اوغات خسته ام، فک کنم این مکان فلن امن ترین مکان برای حرف زدنه
+عادما گوش دارن، این خوبه.
ولی عادما زبونم دارن.
[ یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 0:27 ] [ °سیزده° ] [ ]
+زمان، درد حرفایی ک با قصاوت از رو قضاوت زده میشه رو، ب مرور نشونت میده.
[ پنجشنبه سوم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 12:33 ] [ °سیزده° ] [ ]
+تمام اعضای بدنم تو خواب گریه میکرد.
+دلتنگی هایی ک واقعا از چشام میزد بیرون.
+درد قلب واقعی ک حس میشد.
+خابیدنم دیگ پناه عادم نیس.
[ چهارشنبه دوم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 10:45 ] [ °سیزده° ] [ ]