+گمونم تو کوچه ی خلوت بودم.
+تو سایه بودی.
+و من گمون کردم ک عادمی پشتم ایستاده.
+دلم گرم بود ک تنها نیستم.
+بازیه روزگار دسته کوچه رو برام، رو کرد.
+فهمیدم فقط سایه بود.
+حالا ن تنها دل گرمم نمیکنه،
سوالی ک نگرانم میکنه اینه ک اون سایه ی کیه.
[ سه شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۹ ] [ 0:13 ] [ °سیزده° ] [ ]